جشن در تبریز / فلکه آبرسان بسته شد .

تبریزی ها سرخوش از برد بزرگ تیم شان در تهران برای پایکوبی به خیابان ها آمدند.
به گزارش سایت گل از تبریز در حال حاضر خیابان ولیعصر ،محله ایل گلی و فلکه آبر سان مملو از جمعیتی است شاد و خندان که با صدای بلند تراکتورچی را تشویق می کنند.
از تبریز خبر می رسد که به علت ازدحام جمعیت فلکه ابرسان بسته شده و هواداران پرتعداد تراکتور به پخش شیرینی وشادی مشغولند.
با سوت پايان بازي تراكتور و استقلال و پيروزي تيم ميهمان مردم تبريز با حضور در خيابانهاي شهر به جشن و شادي پرداختند.
بيشتر كانون اجتماع طرفداران تبريزي ميدان ساعت، خيابان امام چهار راه آبرسان، ميدان شهيد فهميده و وليعصر گزارش شده است.
در اين اجتماعات شادي مردم تبريز با زدن بوقهاي ممتد ماشينهاي خود پيروزي تراكتور سازي بر استقلال را جشن گرفتند.
در چند نقطه شهر تبريز مغازه داران به توزيع شيريني در بين مردم پرداختند تا خود را در اين پيروزي سهيم بدانند.
بر اساس اين گزارش در زمان برگزاري بازي بين تراكتور سازي و استقلال شهر تبريز يكي از ساعتهاي خلوت و بدون خودرو را در خيابانهاي خود تجربه كرد.
عضو وبلاگ دوزلو اوغلان شوید و شما هم مطالبتان را منتشر کنید
با عضویت در وبلاگ دوزلو اوغلان شما نیز مطالب و اخبار مربوط به آذربایجان را در این وبلاگ منتشر کنید مطالبی همچون شعرهای ترکی ، مقالات ترکی مربوط به تاریخ و فرهنگ آذربایجان ، اخبار مربوط به ورزش آذربایجان ، اس ام اس و مطالب جالب ترکی و ... را می توانید در وبلاگ دوزلو اوغلان منتشر کنید .
       
برای عضویت در وبلاگ دوزلو اوغلان کلیک کنید
نظرات شما عزیزان:
ب 
ساعت3:59---20 فروردين 1391
• حجت الاسلام و المسلمین سید
نظیرالدین اشرفی افغانی در جمع مراجع تقلید و روحانیون بهایی افغانی 32سال مقیم ایران سیاست افغان ها برای فتح غرب و شمال غرب ایران را تشریح کرد و گفت:
به زودی همان بلایی را بر سر ترکها و کردها خواهیم آورد که بر سر فارسهای احمق آوردیم. دیگر هیچ ترک و کردی در مقابل طلاب و روحانیون و قاطبه ملت افغان امنیت نخواهد داشت:
ایمن از ارتش افغــــان دختران ترک و کرد
دختران را درخراسان افغانی گاییده است
ایمن از یورش افغــــان دختران ترک و کرد
دختران همدان را افغــــــــانی گائیده است
ایمن از هجوم افغــــــان دختران ترک و کرد
دختران اصفهان را افغـــــانی گائیده است
ایمن ازحمله افغـــــــــان دختران ترک و کرد
دختران قوم لر را افغـــــــــانی گائیده است
ایمن از زنای افغـــــــــان دختران ترک و کرد
دختران تهرانی را افغـــــــانی گائیده است
ایمن از فحشای افغان دختران ترک و کرد
دختران شهر ری را افغـانی گائیده است
ایمن از زانی افغـــــان دختران ترک و کرد
دختران کرجی را افغــــانی گائیده است
ایمن از آلات افغــــان دختران ترک و کرد
دختران شهر قم را افغانی گائیده است
ایمن از اجبار افغـان دختران ترک و کرد
دختران گیلانی را افغانی گائیده است
ایمن از نرینه افغــان دختران ترک و کرد
دختران مازنی را افغــانی گائیده است
ایمن از اشرار افغان دختران ترک و کرد
دختران کرمانی را افغانی گائیده است
ایمن از نراب افغـــان دختران ترک و کرد
دختران شیرازی را افغانی گائیده است
ایمن از گاینده افغان دختران ترک و کرد
دختران اهل یزد را افغانی گائیده است
ایمن از جانی افغان دختران ترک و کرد
دختران سیستان را افغانی گائیده است
ایمن از تازنده افغان دختران ترک و کرد
در خراسان دختران را افغانی گائیده است
ایمن از آزار افغان دختران ترک و کرد
در گلستان دختران را افغانی گائیده است
ایمن از سرکوب افغان دختران ترک و کرد
دختران اهوازی را افغانی گائیده است
ایمن از منکوب افغان دختران ترک و کرد
دختران اهوازی را افغانی گائیده است
ایمن از گردان افغان دختران ترک و کرد
دختران زاهدان را افغانی گائیده است
ایمن از درنده افغـــان دختران ترک و کرد
دختران مشهدی را افغانی گائیده است
ایمن از طلاب افغــان دختران ترک و کرد
دختران سمنانی را افغانی گائیده است
ایمن از اسپرم افغان دختران ترک و کرد
مابقی دختران را افغــانی گائیده است
ب 
ساعت3:56---20 فروردين 1391
خام و خر
ایرانیای خوش خیال خام و خر
ای سوارت قوم افغانی نــــــــر
با خیال خوش برو بر سر کار
خانه را تحویل افغانی سپار
خانهات به افغانی بسپر برو
او بگاید همسرت از پشت و رو
چون نئی در خانه گاید همسرت
خوابد او 10 نفری روی زنت
کودکی را که ز خود دانسته ای
در اصالت از زنای افغانی است
ای که هستی از نژاد گاو و خر
ای که هستی زیر افغانی نر
افغانی که از نژاد برتر است
همسرت را روز و شب گائیده است
فرصتی کردی بیا به خانهات
افغانی بین با زنت چه میکند
افغـانی نه یک نفر با 9 نفر
میدهد ترتیب یک زن 10 نفــر
او خودش کم بود و 9 یار دگر
بهر گائیدن زن آورده است
کودکانی که زنت زائیده است
در قیافه عینهو افغــــانی است
از خراسان تا قم و تهران و ری
مالک زنهایتان افغانی است
زیر ناف دست کم 10 افغانی
دائماً گریان بود هر ایرانی
رویشان خوابد نژاد افغانی
روز و شب نالد زنان ایرانی
پیش چشم شوهران ایرانی
بر زنانشان جهد 10 افغانی
چون که دارند لابی عمامه را
میفشانند هر کجا بذر زنا
این چنین نسل مغول تکثیر شد
قوم افغــــــان شهره آفاق
نفت خوزستان
(شب شعر افغان های مقیم ایران)
با درآمدهای نفت ایرانی
می شود تکثیر، قوم افغانی
توی جیب مرجع تقلیدمان
آیت العظمای افغانی کنیم
آن درآمدهای نفت ایرانی
سهم آیات عظام، افغان کنیم
نفت خوزستان بریم از بهر خود
در فلاکت آن عرب ها را کنیم
خلق خوزستان فدای تخم ما
تخمدان دختر افغان ما
بر سر اعراب خوزستان زنیم
با لگد بیرون از ایران کنیم
نسل شان از خاک ایران برکنیم
همچو گُه در زیر پا له شان کنیم
نفتشان را خرج افغان ها کنیم
این چنین نسل مغول افزون کنیم
افغانی را که نژاد برتر است
حاکم ایرانی و ایران کنیم
نفت خوزستان را ما برده ایم
خرج زانی های افغان کرده ایم
مرجع تقلید افغان زانی است
توی بیتش ایرانی را کرده است
با همه طلاب تحت امر خود
ایرانی را سه دهه (33 = 3 + 30) گائیده است
جاسوسان افغانیم
عمامه بر سر داریم
بهائیان نابیم
رانت مراجع (تقلید بهایی افغانی) داریم
سی سال در ایرانیم
ایرانی را می گائیم
با نفت و گاز ایران
نسل مغول افزاییم
آمار افغان ها را
از یک به صد رسانیم (100برابر میکنیم)
با پول های نفتی
در هرکجا مقیمیم
در هر کجا که باشیم
ایرانی را می گاییم
ی 
ساعت3:55---20 فروردين 1391
بار دیگر افغانی حاکم شود
ایرانی را برده خود می کند
از نژاد برتر است افغان ما
ایرانی را می کند افغان ما
افتخار افغانی است 100 هزار
آنچه بینی یک بود از 100 هزار
۵۰ روز هنرنمایی افغان ها بر روی دختر ایرانی
در مدت 50 روز هر شب و هر ساعت او را به محضر یك روحانی یا طلبه افغانی تقدیم می کردیم تا متبرکش کنند نژادش مثل دختران خراسانی اصلاح شود. البته برای این تبرکی کردنمان پول هم می گرفتیم تا صرف امور طلاب و روحانیون افغانی کنیم.
اگر ایرانی های احمق نمی خواهند دست افغان ها را ببوسند بحث دیگری است ولی ما به عملیات اصلاح نژاد ایرانیان با قدرت و قوت ادامه خواهیم داد. ما طلاب و روحانیون افغانی به وظیفه و شرعی دینی خود مطابق با فتاوای مراجع معظم تقلید افغانیه ادامه خواهیم داد. ببینید ایرانیان نادان چطور اقدامات ما را زیر سؤال می برند:
آفتاب: يک دختر 17 ساله ايراني که 50 روز قبل توسط دو مرد افغاني در خيابان افسريه تهران ربوده شده بود (افغانی حق دارد حقوق خود را به زور هم که شده بگیرد. ایران جزء متصرفات اجدادمان اشرف افغان و محمود افغان است و باید دوباره به افغان ها برگردد) از سوی تعداد زیادی از کارگران افغانی (طلاب و روحانیون افغانی بودند که به وظیفه شرعی خودشان عمل کرده بودند) وحشیانه (اصلاً هم وحشیانه نبود. وقتی طرف، حرف حساب حالی اش نمی شود و در مقابل سلسله جلیله روحانیت افغانیه تمرد می کند باید چوب توی کونش کرد. چیز دیگر که جای خود دارد) مورد تجاوز (عنایت افغانیه برای اصلاح نژاد بوده است) قرار گرفت و سپس این دختر ستمدیده (اولاً که کنیز غنیمتی در جنگ بوده و ثانیاً مرتباً نوازش گردیده است) و بیپناه (در پناه روحانیون افغانی و زیر پتوی آنها بوده است) را در مدت 50 روز به دیگر مردان افغانی اجاره میدادند (روش شناخته شده روحانیون افغانی برای کسب درآمد حلال از طریق کنیزهاست که مطابق با فتواهای مراجع تقلید افغانی بوده است).
مادر این دختر که دیروز در شعبه چهارم دادیاری دادسرای جنایی تهران حاضر شده بود، گفت: «چند روز قبل از این حادثه برادرم در شهرستان فوت کرد و من مجبور شدم به شهرستان بروم، به همین خاطر دخترم زهرا را که کمی عقبافتادگی ذهنی دارد، به یکی از اقوام نزدیک سپردم ولی روز دهم تیرماه حدود ساعت سه بعدازظهر زهرا برای خرید پفک از خانه خارج شد و دیگر برنگشت (ما هم پفک تبرکی دادیم که با فوت مراجع تقلید افغانیه متبرک شده بود). وقتی به من خبر دادند بلافاصله به تهران برگشتم و از پلیس درخواست کمک کردم».
زهرا که بسختی میتوانست صحبت کند، به دادیار سبحانیفر گفت: «ساعت سه بعدازظهر رفتم بیرون، یک پیکان سفید که دو تا آدم توش بود، بهزور سوارم کردند (ما خواهش کردیم که محفل طلاب و روحانیون افغانی را منور کند به حضورش) و درها را بستند هر چی مشت زدم به شیشه در باز نشد. بعد چاقو (افغانی جماعت اصلاً نمی داند خشونت چی هست) را گذاشتند زیر گلویم، مرا بردند به یک خانه. یک زن پیر آنجا بود، مریض بود (داروی افغان ها فقط دختران و زنان جوان را شفا می دهد و لاغیر). شب به من قرص دادند، خوابیدم بعد صبح که بیدار شدم پاهام درد میکرد».
زهرا که با یادآوری خاطرات گذشته دچار هیجان شدیدی شده بود و لکنت او هر لحظه بیشتر میشد، از ناراحتی به گریه افتاد.
مادرش (او را هم متبرک خواهیم کرد) گفت: «بچهام را نابود کردهاند. در مدت 50 روز هر شب و هر ساعت او را به یک نفر میدادند و پول میگرفتند، همه آنها افغانی بودند (افغانی هستیم و ما گاینده ایم ـــ ایرانی را دسته جمعی کرده ایم).
زهرا که عصبانی شده بود، گفت: «20 نفر بودند. نه، بیشتر بودند یکی میآمد میرفت، دوستش میآمد، یکی همه پولها را میگرفت! » (احمق بی شعور اینهمه زن و دختر خراسانی و یزدی و مازندرانی و بلوچستانی را در خانه هایشان دسته جمعی گاییده ایم آخ هم نگفته اند و تازه شوهرهایشان هم تشکر کرده اند و برایمان میلیون میلیون افغانی زاییده اند و حالا شما عرعر می کنید).
دادیار سبحانیفر گفت: «اگر آنها را ببینی میشناسی؟»
زهرا گفت: «بله، بله».
بعد به دستور سبحانیفر شش متهم افغانی را به اتاق آوردند. زهرا با دیدن آنها صورتش را در هم کشید و رویش را از آنها برگرداند و گفت:«همه اینها بودند، کار بد کردند مرا بردند زیر میز، پاهایم درد میگرفت».
پدر زهرا گفت: «روزی که زهرا را بردند، ما همه جا را دنبالش گشتیم بعد به پلیس خبر دادیم. مدتی بعد زهرا به خانه تلفن کرد و گفت که او را دزدیدهاند. ما هم از روی شماره تلفنی که به خانه زنگ زده بود، با کمک پلیس به جستوجو پرداختیم و ماموران پس از چند روز متوجه شدند که آنجا یک ساختمان نیمهکاره است».
پدر زهرا گفت: «پلیس یک مرد افغانی را در این ساختمان دستگیر کرد، اما او از وجود دختر ربوده شده اظهار بیاطلاعی کرد و در تمام مدت بازداشتش هیچ حرفی نزد، تا اینکه چند روز بعد دوباره زهرا تلفن کرد ولی اینبار هیچ شماره تلفنی روی صفحه تلفن ما نیفتاد. زهرا به ما گفت که یکجای دور است».
مادر زهرا هم گفت: «یک بار یک افغانیگوشی را از دست زهرا گرفت و به من گفت که "دخترت را دزدیدیم باید پول بدهید تا او را آزاد کنیم". من گفتم هر چقدر پول بخواهید میدهم، فقط دخترم را به من برگردانید او مریض است. ولی دیگر خبری از آنها نشد».
بازجویی از همان مرد افغانی که دستگیر شده بود ادامه یافت و بالاخره اعتراف کرد و گفت: «زهرا را مردی به نام عزیز تاجیک معروف به عزیز افغانی به من داده بود. من هم بعد از یک شب زهرا را به افغانی دیگری به نام یونس دادم و او را به ویلای یک دکتر در دربندسر بردند».
بعد از شناسایی ویلا در منطقه دربندسر فشم ماموران به آنجا رفتند، اما یکی از افغانیها با دیدن ماموران، زهرا را به اتاقی زیر شیروانی برد و چاقویی را زیر گلویش گذاشت و دهانش را بست و تهدیدش کرد: «اگر صدایت دربیاید و ماموران پیدایمان کنند تو را میکشم».
بدین ترتیب مأموران پس از بازرسی ویلا موفق به پیدا کردن زهرا نشدند و برگشتند، اما چند روز
|